درها و یادها

جزییات

مجموعه عکس‌های عباس کیارستمی

850.000 ریال


نويسنده با مقدمه‌ای ازداریوش شایگان
مترجم سهراب مهدوی
عکاس عباس کیارستمی
تعداد صفحات ۱۴۰ صفحه، مصور رنگی / کاغذ گلاسه، جلد گالینگور
قطع رحلی بزرگ
تیراژ ۸۰۰
نوبت چاپ ۱۳۹۴
انتشارات نظر
شماره شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۵۲-۰۵۳-۲

شرح

کتاب «در‌ها و یاد‌ها» مجموعه عکس‌های عباس کیارستمی است که در ابعاد ۲۴×۳۲ و بر روی کاغذ گلاسه چاپ شده است.
 

داریوش شایگان در مقدمه‌ی کتاب «در‌ها و یاد‌ها» می‌نویسد:
 

«درهایی که عباس کیارستمی در عکس‌هایش قالب گرفته، چون دیگر کار‌هایش ما را به تماشایی خلاف عادت می‌خواند. کیارستمی در عکس‌هایش سر توضیح دادن که ندارد سهل است، نیتی را هم که در سر دارد بروز نمی‌دهد. او تنها عرضه می‌کند. با‌‌ همان رازپوشی ظریفی که در او سراغ داریم، ما را به تشرفی در خفا و خلوت رهمنون می‌شود. درهایی که کیارستمی بع ما می‌نمایاند از آن وفور عناصر که در هنر پرحشمت و هیمنه‌ی قرن هجدهم فرانسه سراغ داریم، عاری‌اند. بر این در‌ها نه از آن صورتک‌ها و نقوش برجسته خبری هست، نه از آن تاج‌های گل اثری. نه نقش سرشیر بر سردرش نمایان است و نه کنده کاری‌های پرتکلف استادانه و موجودات اساطیری بر آن‌ها پیداست. درهای کیارستمی همه درهایی کهنه‌اند، درهایی خسته و خراب، فرسوده‌ی زمان و سوده‌ی سالیان؛ رنگ باخته و طبله و تاول زده، پوسته پوسته از هزار جرقه‌ی نادیدنی.

درهایی با لته‌های بی‌قواره و زخمی از میخ‌های زمخت و ضخیم. برخی چنان زنجیربسته، که گویی هر ورودی را تا ابد ممنوع کرده‌اند و دری دیگر با حلقه‌های چدنی آویخته از گوش‌های سردیسی راهب وار، گویی چشم انتظار به در کوفتن زائری آواره دوخته است.

همه بی‌ادعا و بی‌ادا، بی‌زرق و برق و بی‌زیور، با سادگی اورنکردنی، تجسد تواضعی ناب که تا ماقم رفیع آزادگی سر برمی کشد. نه از آن درهای پرگو که اندرون پرتجمل کاخ‌های اربابی را جار می‌زنند، بلکه خاموش همچون کتیبه‌ای نامشکوف و لوح نگاره‌ای مدفون، بارگرفته از غبار گذار پرشکیب زمان.

این در‌ها، افتاده‌ی غفلت دوران، تسلیم تا مرتبه‌ی عدم، تاب آورده از نهیب حادثه‌ها، گویی مصائبی دور و دراز را که از همه سو بر آن‌ها رفته فاش می‌گویند. این در‌ها، شاهدانی خاموش‌اند بر آنچه در حضورشان گذشته: گام‌های مرددی که گردشان پرسه زده، بی‌جرأتی که از آستانه عبورشان می‌دهد؛ گام‌های کسانی که به خلوت راه یافته تا آن عشق ازلی را بازیابند که از دیرباز در طلبش بوده‌اند؛ گام‌هایی که به سودا و صبوری بر آستان انتظار ساییده شده و بازگشته‌اند اما اندکی از جانشان را آنجا بر جا نهاده‌اند؛ گام‌های آنان که در پس این در‌ها با سعادت قرین شده و فرسوده‌ی سال و ماه، عمری کرده و درگذشته‌اند؛ و آنان که در خلوتگه راز بر منظر خیال‌های پرفسون خیره مانده‌اند.»

درها و یادها

درها و یادها

تصاویر بیشتر