پنجره رو به حیات

جزییات

عکس‌های عباس کیارستمی

1.500.000 ریال


نويسنده با مقدمه‌ای از کاترین میه
مترجم چارلز پن‌واردن / سهراب مهدوی
عکاس عباس کیارستمی
تعداد صفحات ۱۵۶ صفحه، مصور رنگی
قطع خشتی بزرگ
تیراژ ۱۵۰۰
نوبت چاپ اول / ۱۳۹۲
انتشارات نظر
شماره شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۵۲-۰۵۲-۵

شرح

آیا برای دیدن باید بدن خویش را فراموش کرد و یکپارچه چشم شد؟ بدیهی است برای درست دیدن، باید چنین کرد، البته نه برای دیدن آنچه خوشایندمان است – همانگونه که در بیشتر مواقع عمل می‌کنیم – بلکه برای دیدن جهان در عینیت مطلق آن‌که غیرمغرضانه و پرسخاوت است. آیا باید بدن را تا بدانجا ملزم کرد که به عضو ظریف شبکیه بدل گردد و به تمامی وارد این محدوده‌ی ظریف حساسیت ناب شود؟ آیا باید بر این نقطه‌ی کوچک متمرکز شد که کار دیگری انجام نمی‌دهد جز این‌که با پرده‌ی بسیار کوچکی قادر به دریافت تمامی نشانه‌های نوری فرستاده شده از سوی جهان باشد؟

با این نگرش است که ما می‌توانیم به درستی پرسش‌هایی در برابر عکس‌های کیارستمی طرح کنیم؛ عکس‌هایی که ایستا، عاری از تکلف، نظلام مند و به استثنای مواردی بسیار اندک رو به رو نما هستند.

پنجره‌های کیارستمی هنوز شاید از دیگر مجموعه عکس‌هایی که تاکنون گرفته بهتر باشند، آن‌ها همین عمل درست دیدن را به مخاطب می‌فهمانند، و در عین حال به نوعی نمادی از دوربین عکاسی نیز به حساب می‌آیند.

به سختی می‌توان در برابر این تصور مقاومت کرد که این نماهای داخلی تاریک که عکاسی در بیشتر موارد دوربین‌اش را آن‌جا قرار داده، با چرخش به سوی تنها منبع نور، در واقع، شبیه اتاق‌هایی بزرگ و سیاه رنگ هستند. یا گویی عکاس به نخستین خاستگاه‌های هنر یعنی غارهای اسطوره‌ای عینیت بخشیده‌است. نگاه ما خود را همراه نگاه عکاس، دقیقاً در محل دریافت تکانش‌های نور می‌یابد. در بیشتر عکس‌ها به نظر می‌رسد این نماهای داخلی متعلق به خانه‌های متروکه یا دست کم خالی از سکنه، کارگاه‌های تعطیل و اتاقک‌های پرت و دورافتاده در طبیعت‌اند گویی تاریکی ان‌ها تنها فیزیکی و به سببکاستی نور لازم برای شکل گیری تصویر نیست، بلکه استعاری نیز هست؛ چرا که ما از طریق آن، حافظه‌ی خودما را به خاطر می‌آوریم که در آن تصاویر گذشته محو و تاریک شده‌اند.

پنجره رو به حیات

پنجره رو به حیات

تصاویر بیشتر